بگو که دلدارت منم يار وفادارت منم
بگو تو راه عاشقي همدم و همراهت منم
بگو تا تيشه بزنم تيشه به کوهها بزنم
منم که فرهاد توام آخه تو شيرين مني
بگو تموم شه دلهره دلهره هاي شب من
بگو تموم شه اشک من اشک شباي سرد من
من با خيالت همه شب اشک ميريزم ? اشک ميريزم
با خاطرات عشق تو قلبمو پر پر مي کنم
گفتم خريدارت منم گفتي خريداري شدم
گفتم به جونم مي خرم گفتي نداره ارزشي
گفتم که دلواپستم نکنه بيراهه بري
گفتي که کار عاشقاست تنهايي و دلواپسي
گفتم که ديوونه نشو عاشق تر از من چه کسي
گفتي که ديوونه تويي تو اين روزا عاشق مي شي
بگو که ميشناسي منو همون که ديوونه ي توست
هموني که با يک نگاه شده اسير و مبتلا
نگو که بي وفا شدي دلداده ي رويا شدي
نگو تموم فکر تو اينجا که نيست جاي ديگست
بگو هنوزم عاشقي دلواپس حال مني
بگو بهونه ي توام عشق توام مال توام
بگو که هم صدا بشيم آخر عاشقا بشيم
بگو که حسرت نخوريم تا پاي جون ما با هميم
بگو تو هم سخت برات دقيقه هاي بي منو
بگو که باورت شده حرفاي من روياي من
بگو که اشکاي تو هم اب ميشن از دوريه من
دل صبور عاشقت تنگه براي ديدنم
حرفاي من تموم شده منتظره ديدنتم
منتظرم تو کوچمون بپيچه عطر تن تو
جون بگيرن گلاي سرخ دوباره با ديدن تو
حرفاي من تموم شد و بسپردمت دست خدا
+ نوشته شده توسط محبوبه در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت
8:19 |